سلام خـــــــــــــــــوش اومدید ♥ با هرکــــــی ســــــــاختم بــــــــــــــاختم
by : x-themes

 

 پنجِ وارونه چه معنی دارد؟“


خواهر کوچکم از من پرسید.

من به او خندیدم.

کمی آزرده و حیرت‌زده گفت:

”روی دیوار و درختان دیدم.“

بازهم خندیدم.

گفت: ”دیروز خودم دیدم مهران پسر همسایه

پنجِ وارونه به مینو می‌داد.“

آن‌قدَر خنده بَرَم داشت

که طفلک ترسید.

بغلش کردم و

بوسیدم و

با خود گفتم:

”بعدها

وقتی باریدنِ بی‌وقفه‌ی درد

سقفِ کوتاهِ دلت را خم کرد

بی‌گمان می‌فهمی

پنجِ وارونه چه معنی دارد.“

رفت و سیبی آورد

نصف کردیم.

دمی خیره بر آن نیمه به نجوا می‌گفت:

 

”نکند یعنی … یعنی … همین نیمه‌ی سیب!؟“

تنِ آن نیمه، تبِ خواهش بود.

گاز زد.

خنده‌ی لب‌های خدا را چیدم.

خیره بر نیمه‌ی گندیده‌ی خود خندیدم…...


یکشنبه 11 فروردین 1392 00:16 |- hamed051 -| ارسال نظر(0)

ϰ-†нêmê§